+ نوشته شده در دوشنبه 30/3/90ساعت 12:35 عصر  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|
به نام خدای شکسته دلان این روزها. این روزها که فاطمیه است روز نیست زور است که خورشید از روز گرفت. و این شب ها که فاطمیه است شب نیست، شبهه است! شب بی ماه! شب بی ستاره! این شب ها ماه سر به چاه دارد و چاه سر به آه! و ستارگانی به دور دیواره ی چاه حلقه می زنند، می گریند و فقط صدای فریاد چکیدن اشک است که می رسد به گوش.
و این روزها که بحرین در خون است ترجمه ی همان شب هاست. و من تازه می فهمم که شیعه یعنی چه؟ و بحرین بحر این در خون است! و تازه می فهمم که چرا یزید آن همه لشکر را در برابر 72 تن که یکی شان طفلی بود شش ماهه فرستاد! بحرین مگر چه قدر است و مگر چند نفر در آن زندگی می کنند؟ که این همه لشکر را فرستاده اند؟ جماعت شیعی هر کجا که باشد همین است! و بحرین بحر این در خون است! یک نفر شیعه خیلی است! و خیلی ِ شیعه سیلی است که می برد کِشته های کافران را به آب! کِشتی هایشان را به تاب و کُشته هایشان را به نار! آه ای فاطمه آنروز که تو تنها بودی، دستان علی بسته بود و گرنه ید الله مانع از سیلی می شد! و امروز که شیعیان تو در بحرین به خون می غلطند هنوز علی آرزو دارد که دستانش باز بود و با یک اشاره به مالکیان ویران می کرد ملک عنکبوتی حرامیان را بر سرشان! ولی من در دستان بسته علی شمشیری می بینم که خدا در قرآن به فرشتگانش هنگام خلقت آدم فرمود : انی اعلم ما لا تعلمون! آری در دستان بسته علی شمشیری است که در دستان منتقم باز است! و این یک راز است که فاش خواهد شد. به زودی! و چون فاش شد پایان کافران را آغاز است! و بحرین بحر این در خون است که شیعه باید خون بدهد تا زمینه سازی شود، فاش شدن یک راز بزرگ! و زمینه سازی مگر جز با خون می شود؟! ای راز بزرگ الهی ما خون می دهیم و زمینه که هیچ! حتی تمام زمین را اگر نیاز باشد با خون می سازیم و می نازیم به این جانبازی! و بحرین بحر این در خون است، که کم کم تو دیگر باید بیایی! دیگر صعود سعودیان رو به نزول است و عصر صعود ماست ان شاالله! و بحرین بحر این در خون است، که ما عرش های قرمزی برای تو پهن خواهیم کرد و جمع می کنیم فرش های سیاه سیاهیان را! که تو را قدم بر عرش باید و نه بر فرش! و بحرین بحر این در خون است، بحر تو در خون است! دیگر بیا آقا که دلمان بی تو در خون است!
یا مهدی عجل الله تعالی فی فرجه الشریف روحی و ارواح العالمین له الفدا.
+ نوشته شده در سه شنبه 6/2/90ساعت 11:38 صبح  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|
طوفان طبس! طوفانی که هرگز از پای ننشست!
آمریکایی ها سیلی خیلی خوردند! از دست خیلی ها صورتشان کبود شد! از سیلی امام گرفته تا شهدا که یک یک، سیلی هایی به گوش آمریکایی ها زدند که هنوز از داغ آن می سوزند!! اما بنازم سیلی را که خدا خود به گوش آنان زد! که اشک شان به اعتراف خودشان درآمد!!!
ان تنصروا الله ینصرکم...
در زیر تصاویر خورد شدن کفار را زیر غضب و قدرت خدا خواهید دید که چگونه ذلیلانه به خاک افتاده و ذغال شده اند!! به خدا سوگند که معجزه طبس لرزه بر اندام استکبار انداخت و می اندازد! آن را پاس می داریم.
آری شاید این عکس ها هم فتوشاپی باشد !!! اما مانند همه تصاویر 30 ساله انقلاب ، مانند 9 دی و 22 بهمن ها و ... فتوشاپیست آن خود خداست! و عکسی را که خدا گرافیست آن باشد عین حقیقت است!

دانلود و مشاهده در ادامه مطلب
ادامه مطلب... |
+ نوشته شده در دوشنبه 5/2/90ساعت 10:19 صبح  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|
+ نوشته شده در یکشنبه 21/1/90ساعت 6:49 عصر  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|
هر چه می خواهید بدانید، بخوانید در این واژه ی خاموش : ســکـــوت . اگر خوب گوش فرا دهی خواهی دید که چه قدر حرف برای گفتن دارد. پس مدتی سکوت.
+ نوشته شده در پنج شنبه 18/1/90ساعت 6:40 عصر  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|
مطلبی که در ذیل خواهید خواند واقعه ایست در مورد چگونگی به درک واصل شدن جان اف کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا.
حضرت آیت الله آقای سید عبدالکریم کشمیری می فرمودند: شخصی از اهل علم که مورد وثوق بودند نقل کردند، روزی در مدرسه ی فیضیه ی قم با عده ای از علما و دوستان نشسته بودیم که ناگهان آقای مجتهدی با یک هیبت و وقار خاصی وارد شدند و در کنار ما نشستند، هنوز چند دقیقه ای بیشتر نگذشته بود که ناگهان رنگ رخسارشان برافروخته شد و به زبان ترکی پی در پی فرمودند: «وُور» (بزن) و در مرتبه ی سوم فرمودند: «دِنَن یا علی وُور» آنگاه سکوت نمودند. چند لحظه بعد که به حالت عادی بازگشتند، از ایشان پرسیدم چه اتفاقی افتاد؟! و با چه کسی صحبت می کردید؟!
فرمودند: دیدم در آمریکا شخصی می خواهد رئیس جمهور آمریکا جان اف کندی را ترور کند، ولی می ترسد و دستش می لرزد، دو مرتبه به او گفتم بزن ولی باز می ترسید، در مرتبه ی سوم به او گفتم بگو "یا علی" و بزن، او هم گفت: یاعلی و کندی را کشت. همه ی رفقا گفتند: آقا این چه حرفی است! فیضیّه کجا!؟ آمریکا کجا؟!
آقای مجتهدی فرمودند: بله آقا جان شما رادیو را روشن کنید تا خبر کشته شدن کندی را بشنوید. پس از حدود نیم ساعت که رادیو را روشن کردیم، درکمال تعجب شنیدیم که جان اف کندی به طور مرموزی ترور شد.
حضرت آیت الله کشمیری می فرمودند: بنده این ماجرا را از آقای مجتهدی سوال کردم و ایشان تایید نمودند. همچنین آقای مجتهدی این قضیه را برای عده ای از جمله حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علیرضا گل محمدی وآقایان چای چی و قریشی و جمعی دیگر از دوستان نقل کرده اند. ناگفته نماند که در اواخر سال 1378 ه.ش از تلوزیون اعلام شد که فرزند و همسر کندی در یک سانحه هوایی کشته شدند و رئیس جمهور آمریکا (کلینتون) در این رابطه ی بررسی پرونده قتل جان اف کندی پرداخته و گفت خیلی مایلم بدانم کندی چه طور ترور شده است و تا کنون قتل جان کندی مرموز باقی مانده است.
منبع: کتاب لاله ای از ملکوت سیری در زندگی عارف بالله و عاشق دلسوخته اهل بیت علیهم السلام آقای حاج شیخ جعفر مجتهدی.


آیت الله کشمیری و شیخ جعفر مجتهدی
شیخ جعفر مجتهدی یکی از عرفای حقیقی، عاشق و محب اهل البیت بوده است که از نظر مقامات معنوی به درجات بسیار بالایی رسیده بوده اند تا جایی که حضرت آیت الله مرعشی نجفی در مکاشفات خود دریافته بودند که این عارف بزرگ به مقام منا اهل البیت رسیده است. آثار اشک و گریه شدید در صورت ایشان نمودار بوده است به گونه ای که همانطور که در تصویر بالا دیده می شود پلک های ایشان از شدت گریه و اشک ریختن برای اهل البیت حالت طبیعی خود را از دست داده است. مرقد ایشان هم اکنون در صحن آزادی حرم مطهر امام رضا علیه السلام است. پیشنهاد می کنم دوستان به عنوان تذکر و توجه و نه در مقام یاس گاهی سیری در حالات بزرگان الهی داشته باشند. التماس دعا
+ نوشته شده در پنج شنبه 14/11/89ساعت 5:0 عصر  توسط بی.سیم.چی (( اّ ))
|